تبليغاتX
عـــــــشـــــق ا لـــــــــــــهــــی
 
عـــــــشـــــق ا لـــــــــــــهــــی
 
 
•¨¯`•¸¸.::.¸¸.•¨¯`•عشق قطره بارانی است که از آسمان بر قلب انسان می نشیند•¨¯`•¸¸.::.¸¸.•¨¯`•
 

بنا به قولی که داده بودم این مطالب را از کتاب گنجیه الاسرار از عمان سامانی برای دوستان انتخاب کردم و نوشتم . تصمیم گرفتن از این موضوع برا این پست استفاده کنم و بیشتر معنای واقعی عشق را درک کنیم , امید است بازدید کننده محترم با دقت تمام مطالب را خوانده و انشالله مورد استفاده قرار گیرد.

                       بـاز گـويـد رسـم عـاشـق ايـن بـود             بلكه ايـن مـعـشـوق را آيـيـن بـود 
                      چـون دل عشـاق را در قـيـد  كـرد              خـودنـمـايي كرد و دل‌ها صيد  كرد 
                      امتحان‌شان را ز روي سرخوشي              پيش  گيرد  شيوه‌ي عاشق   ‌كشي
                      در  بيابان  جنو نشان   سر   دهد              ره   بکوي   عقلشان   کمتر   دهد
                      دوسـت  مي‌دارد  دل  پـر دردشان             اشك‌هـاي  سرخ  و  روي  زردشان
                      چـهـره  و مـوي غـبــار آلـودشـان            مـغــز  پـر  آتـش  دل  پــر  دودشـان
                      دل‌پريشان‌شان‌كند‌چون‌زلف‌خويش             زآن‌ كه عاشق را  دلي  بايد  پريش 
                     خـم   كنـدشان  قـامت   مانند   تيـر            روي‌ چون‌ گل‌شان‌كند‌هم‌ چون ‌زرير 
                     يعني‌اين‌قامت كماني‌خوش‌تر است             رنگ عاشق زعفراني‌خوش‌تر است
                     جمعيت‌شان‌در پريشاني‌خوش‌است            قوت،‌جوع‌و جامه،‌عرياني‌خوش‌است
                     خود  كند ويران، دهد خود تمشيت            خود   كُشدشان  باز  خود  گردد  ديت
                     تـا گـريزد هـر كـه او نـالايق است            درد را  منكر،  طرب  را  شايق است
                     تـا گـريزد هر كـه  او ناقـابـل است           عشق ‌را  مكره  هوس ‌را مايل‌ است
                     و آن‌ كـه را ثـابت قـدم بينـد  ـه راه           از   شفقت  مي‌كـنـد  بـر  وي  نـگـاه
                    اندك  ‌‌اندك‌ مي‌كشاند  سوي‌ خويش            مي‌دهد  راهش ‌به ‌سوي‌ كوي ‌خويش 
                    بدهـدش  ره  در  شبستـان   وصـال           بخشد  او  را هر صفات ‌و هر خصال 
                    متحـد  گـردنـد  بـا  هـم  ايـن  و آن            هـر  دو  را  مـويي  نگنجد  در ميان 
                   مي‌نيارد  كس‌ به‌ وحدت‌ شان‌ شكي            عاشق   و   معشوق   مي‌گردد   يكي 


عاشق و معشوق و تعبير عشق :

حضرت علي (ع) مي فرمايد : ((حب الله نار لا يمير شي الا احتراق)) دوستي خداوند مانند آتش است و بر هر چه بگذرد بسوزاند. عشق آتشي است که در قلب واقع شود و محبوب را بسوزاند.عشق درياي بلا وجنون و قيام قلب است با معشوق بلا  واسطه.

                                گر  نبودي بحر عشق پاک را        کي   وجود  دادمي  افلاک  را

دوستان عزیز در ادامه مطلب می توانید ادامه این پست را بخوانید

                                خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در 88/08/18 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
مطلبی که دوستان الان از وبلاگ بازدید می کنید و می خوایید مورد مطالعه قرار دهید در یکی از وبلاگها خوندم و بسیار زیبا و ارزشمند بود و بنده هم این مطلب در اختیار دوستان قرار دادم امیدوارم که مفید باشد.

تحقق عشق: تمام تلاش حضرت امام حسين(ع) اين بود که در صحراي کربلا شاهد تحقق عشق‌ورزي او با خداوند باشد. عشق عصاره هستي و هدف تمايي حرکت امام حسين(ع) و دعاي عرفه اوست.

عشق نه تنها در عرفان بلکه در حکمت و فلسفه نيز مورد توجه خاص قرار گرفته و حکماي بزرگي چون بوعلي۱ و صدرالمتألهين۲ و... درباره آن به تفضيل سخن گفته‌اند که از آن ميان، حکيم بزرگ شيخ اشراق [شهاب‌الدين سهروردي] در تعريف عشق مي‌گويد:

محبت چون به غايت رسيد آن را عشق خوانند. العشق محبه مفرط. و عشق از محبت خاص‌تر، و محبت خاص‌تر از معرفت است. پس اول‌پايه معرفت است و دوم‌پايه محبت و سوم‌پايه عشق، و به عالم عشق که بالاي همه است نتوان رسيد تا از معرفت و محبت، دوپايه‌‌ي نردبان نسازد. عشق را از عشقه گرفته‌اند و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن درخت. اول بيخ در زمين سخت کند، پس سر برآورد و خود را در درخت بپيچد و هر غذا که با آب و هوا به درخت مي‌رسد به تاراج ‌برد تا آنگاه که درخت خشک شود.

همچنان در عالم انسانيت که خلاصه موجودات است... چون اين شجره طيبه باليدن آغاز کند و نزديک کمال رسد عشق از گوشه‌اي سر برآورد، خود را در او پيچد،تا به جايي رسد که هيچ نم بشريت در او نگذارد... پس عشق اگر چه جان را به عالم بقا مي‌رساند، تن را به عالم فنا باز آرد، زيرا که در عالم کون و فساد هيچ چيزي نيست که طاقت بار عشق تواند داشت.

حکيم ديگري درباره واژه عشق گفته است:

کلمه مقدس عشق را امامان به ما آموختند که ما از اين کلمه حسن استفاده کنيم، بيگانه از اين کلمه سوء استفاده کرد و گر نه آنچه که در روايات است تشويق به عشق صحيح است که عشق به ذات اقدس اله و عبادت الهي است که همان عشق عرفاني و عشق حماسه است.

در تحليل نهايي سخنان امام حسين(ع) بايد توجه کرد که سالار شهيدان و امام عاشقان، در روز عاشورا به محبوب خود عرض کرد: «الهي و سيدي وددت أن اقتل و أحيا سبعين ألف في طاعتک و محبتک، سيما أذا کان في قتلي نصره دينک واحياء امرک و حفظ ناموس شرعک.»

در اين فراز کوتاه، محور اصلي و اساسي تمام اهداف و انگيزه‌هاي قيام حسيني، مشخص گرديده و آن هم عشق و محبت به خداوند سبحان است، زيرا حضرت مي‌گويد: دوست دارم در راه فرمان‌برداري و عشق به خدا، هفتاد هزار بار (کنايه از کثرت بي‌شمار است) کشته و زنده شوم؛ خصوصاً اگر در کشته شدن من دين تو ياري شود و حکم شرع تو احيا گردد.۳

با توجه به اينکه در کلام انسان معصومه شائبه مبالغه و اغراق راه ندارد، معلوم مي‌شود که تنها هدف و انگيزه‌اي که مي‌تواند شايسته و سزاوار اين تعبير سالار عاشقان باشد چيزي جز محبت و عشق به خدا نيست. زيرا کدام هدف لياقت آن را دارد که انسان کامل بگويد من دوست دارم هفتاد هزار بار براي آن قرباني شوم؟! اين‌جاست که مي‌توان فهميد پيام آن کلام قدسي اميرالمومنان چيست که فرمود: محبت و عشق به خداوند آتش است که به هر چه برسد مي‌سوزاند، انوار فراواني است که بر هر چه بتابد روشن و منور مي‌گرداند، ابر پرباري است که بر هر چه بوزد به حرکت و نشاط در مي‌آورد، آب حيات و چشمه بقايي است که همه چيز را زنده مي‌‌کند، زمين حاصلخيزي است که زمينه رويش هر خير و برکتي را فراهم مي‌نمايد. آنكه خداي خويش را از صميم جان دوست مي‌دارد خدايش همه چيز به او عطا مي‌کند.۴

همين عشق بود که سالار عاشقان را وادار نمود تا در عرفات بگويد: «ماذا وجد من فقدک و ما الذي فقد من وجدک. لقد خاب من رضي دونک بدلا»۵ و در نينوا گفتار را به کردار، و عشق نيايشي و عرفاني را به عشق حماسي و عيني پيوند دهد.

در نامه‌اي که امام حسين(ع) به معاويه درباره رد بيعت با يزيد نوشته است: «و اني والله ما اعرف افضل من جهادک فان افعله، فانه قربه الي ربي و ان لم افعله فاستغفرالله لديني و اساله التوفيق مما يحب و يرضي.»۶

در اين کلام حضرت نيز تقرب و عشق به خدا و جلب رضايت حق به عنوان يگانه‌محور و انگيزه قيام او معرفي شده است.

پي‌نوشت‌‌ها:

۱-صادقي ارزگاني، محمد امين، جلوه هاي عرفاني نهضت حسيني، ص 72
۲-رسائل، رساله عشق، ص 374.
۳-صادقي ارزگاني، محمد امين، جلوه هاي عرفاني نهضت حسيني، ص 94
۴-بحارالانوار، ج 70، باب 43 ص 23.
۵-شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي عرفه، ص 340، چه دارد آن کسي که تو را ندارد و چه ندارد آن کسي که تو را دارد. ضرر کرده [است] کسي که به غير دوست راضي شده و غير تو را دوست دارد.
۶-رجال کشي، ص 50، به خدا سوگند من هيچ کاري را برتر از پيکار با تو نمي‌شناسم. اگر آن را انجام دهم تنها براي تقرب به خداست و اگر انجام ندادم براي دين خدا از خدا آمرزش مي‌طلبم و از او مي‌خواهم که مرا به آن‌چه دوست دارد و مورد پسند اوست توفيق دهد.

منابع و مآخذ:

- قرآن کريم
- فرهنگ سخنان امام حسين(ع) به کوشش محمد دشتي، قم انتشارات مشهور،
- نيايش امام حسين(ع) در روز عرفه در مجموعه همايش امام حسين(ع)، ج. ا، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل بيت (ع)، 1381
-ديوان حافظ
-مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي
-نيايش امام حسين (ع) در روز عرفات، محمدتقي جعفري مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، 1380
-مثنوي معنوي، مولوي، به کوشش رينولد نيکلسن، اميرکبير، 1363.
-جلوه‌هاي عرفاني نهضت حسيني، محمد امين صادقي ارزگاني، قم، بوستان کتاب 1384.

در پست بعدی اگر توفیقی بود مطلبی از شرح عرفانی ابیات گنجینه الاسرار از عمان سامانی عاشق و معشوق در اختیار دوستان قرار میدم در حال حاضر دارم مطلب برا دوستان تایپ می کنم و انشاالله در اولین فرصت در اختیار بازدید کننده های محترم قرار میدهم.

با آرزوی قبولی طاعات وعبادات دوستان عزیز . ومن الله التوفیق

                             خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/17 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
طی الارض چیست :

نوعی کرامت که بجای گام برداشتن و رفتن، زمین در زیر پای آدمی بتندی پیچیده شود و او به مقصد خویش

هر چند دور باشد در مدتی بسیار کم رسد

و علمای شیعه نیز در تعریف آن آورده اند:

اعدام جسم و بدن در مكان اوّل، و احضار و ايجادش در مكان مقصود

در قرآن:

بسیاری از صاحبنظران در اسلام، طی الارض را ریشه در آیات ۳۸-۴۰ از نمل می‌دانند:

۳۸: سلیمان گفت، «اى بزرگان، کدام يک از شما مى توانيد کاخ او (ملکه صبا) را براى من بياوريد، قبل از اينکه آنها به عنوان تسليم شدگان به اينجا برسند»

۳۹: يک عفريت از جن ها گفت، «من مى توانم قبل از اينکه تو بايستى، آن را نزد تو بياورم. من قدرت کافى براى انجام اين کار را دارم.»

۴۰: آن کسى که از کتاب علم داشت گفت، «من مى توانم تا چشم بر هم زنى آن را نزد تو بياورم.» هنگامى که او (سلیمان) آن را جلوى خود مستقر ديد گفت، «اين رحمتى است از جانب پروردگار من، که با آن من را امتحان مى کند، تا نشان دهد که من سپاسگزار هستم يا ناسپاس. هر کسى که سپاسگزار باشد به نفع خود سپاسگزار است و اگر کسى ناسپاس شود، پس پروردگار من به او نيازى ندارد، محترم ترين.»

در این آیات اعتقاد بر این است که شخص در آیه سوم همان آصف ابن برخیا است، که مقام پیامبری نداشت. حدیثی از جعفر صادق انتقال تخت ملکه صبا را توسط عاصف با «طی الارض» بیان کرده است و حدیث دیگری از محمد باقر قدرت عاصف بن برخیا را به دانش وی از اسامی خداوند نسبت می‌دهد:

« اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف است. آصف بن برخیا فقط یکی از آن حروف را می‌دانست که توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یک چشم بر هم زدن، تخت بلیقس را از سرزمین صبا نزد سلیمان حاضر سازد؛ و ما ائمّه معصومین هفتاد و دو حرف از آن را میدانیم. یک حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده و تنها نزد اوست

چند کتاب که مفید واقع شده خدمت دوستان عرض می کنم انشاالله که بتونید استفاده کنید و بهره کافی ببرید

تذکرة الاولیا از فریدالدین عطار نیشابوری .معراج السعاده عالم ربانی ملا احمد نراقی . اسرار آل محمد .

تذکرة المتقین . حلة المتقین و داستانهای شگفت انگیز شهید دستغیب امیدوارم که  دوستان بتونید استفاده

کنید.

یه جمله قشنگی رو یکی از دوستان واسه من نوشتن و بنده هم در وبلاگم قرار دادم :

"در دعا کردن باید مانند کودکی باشی که شب براحتی خوابش می برد چون مطمئنه که صبح اون چیزی رو

که از پدرش خواسته اماده است"(اسکاول شین)  

                             ا لـتـــــــــــــــــــــــــــمـا س           د عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

                             خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/16 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 

خدای غفور و رحیم من سلام! خیلی سخته امتحانایی که از آدم میگیری! آخه نمیگی این بنده ناچیزت چه

جوری می خواد تک و تنها از عهده این امتحانای سخت بر بیاد؟ میدونم تو مهربونی اونقدر که هیچ وقت

به بندت پاسخ رد نمیدی! آخه خدا جون من تنهایی با این امتحان بزرگ چه جوری کنار بیام؟؟

می دونی خودت که اون چنان امتحانی داری ازم میگیری که دیگه....

لا اله الا الله..... یه وقتا اصلا فکر میکنم کاشکی نبودم و این امتحانا رو پس نمی دادم.

آخه چرا من باید اینقدر سخت امتحان بشم آخه چرا من؟ از من قوی تر نبوده که من رو انتخاب کردی؟!

آی خدااااااااااااااااااااااااااااااااا . آخه من صبر ایوب که ندارم ولی باز توکل به خودت می کنم

می دونم هزار بار با استخاره ازت پرسیدم هیچ بارشم نگفتی بده!!

هر بار که از خودت و از وجود مبارک و متاعلیت کمک خواستم دست رد و نا امیدی بهم نزدی هر بار گفتی

خیلی خوبه!! اقدام کن.... خیلی خوبه!! با توکل برو جلو...منم به گفته خودت رفتم....اما چه رفتنی؟؟

چه رفتنی که حالا ....اما حالا .....حالا که مهم ترین بخشه منو تنهای تنها گذاشتی...

اما........حالا اونقدر تنهام گذاشتی که حتی در و دیوار هم دارن روشون رو ازم بر می گردونن که مبادا از

اونا کمک بخوام.... خدای بزرگ ! من دیگه من نمی تونم کاری بکنم فقط خودتی که میتونی کمکم کنی

از من دیگه هیچ کاری بر نمیاد من از درگاهت نا امید نیستم هیچ وقت....خیلی سخته خیلی سخت..........

از همگی التماس دعا به معنای واقعی دارم . این کمترین رو خیلی دعا کنین که بد جوری محتاج دعاهای

شما پاکان درگاه حق هستم....

                              خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/15 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
قنوت در لغت یعنی خضوع در برابر خداوند واطاعت فرامین او . و در اصطلاح دینی یعنی دعا کردن بعد از قرائت حمد و سوره در نماز در حالی که دو دست انسان تا مقابل صورتش بالا آمده است. خواندن قنوت در رکعت دوم نماز مستحب موکد است.

عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

پیامبر فرموده است:

 " أَطْوَلُكُمْ قُنُوتاً فِی دَارِ الدُّنْیَا أَطْوَلُكُمْ رَاحَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی الْمَوْقِفِ "

"طولانی ترین شما در قنوت در دار دنیا،طولانی ترین شما در راحتی است در موقف روز قیامت"

مکلف می تواند در قنوت هر دعایی را بخواند واز خداوند طلب حاجت کند، لکن دعاهای زیادی از طریق معصومین نقل شده که ایشان در قنوت خود می خواندند. و در اینجا بعضی از آنها را نقل می کنم:

دعاهای قنوت:

ذکری که پیامبر اکرم(صل الله علیه وآله و سلم) برای خواندن در قنوت به امام حسن(علیه السلام) تعلیم فرمودند: "اللَّهُمَّ اهْدِنِی فِیمَنْ هَدَیْتَ ، وَ عَافِنِی فِیمَنْ عَافَیْتَ ، وَ تَوَلَّنِی فِیمَنْ تَوَلَّیْتَ ، وَ بَارِكْ لِی فِیمَا أَعْطَیْتَ ، وَ قِنِی شَرَّ مَا قَضَیْتَ ، إِنَّكَ تَقْضِی وَ لَا یُقْضَى عَلَیْكَ ، إِنَّهُ لَا یَذِلُّ مَنْ وَالَیْتَ ، تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَ تَعَالَیْت‏ " مستدرک:4/ 400 بحار:82/ 210.

در کتاب فلاح السائل آمده که حضرت علی(علیه السلام) در قنوتشان این دعا را می خواندند:" لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ " بحار:82/ 199

از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل است که فرموده:در قنوت هر نمازهای واجب در هر روز بغیر از روزهای جمعه بگویی:"اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِوُلْدِی وَ أَهْلِ بَیْتِی وَ إِخْوَانِیَ الْمُؤْمِنِینَ فِیكَ الْیَقِینَ وَ الْعَفْوَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ الرَّحْمَةَ وَ الْمَغْفِرَةَ وَ الْعَافِیَةَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ " وسائل‏ الشیعة : 6 / 275

واز امام جعفر صادق نقل است که فرموده:کفایت میکند تو را در دعای قنوت این که بگویی:"اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ " .

ابی بکربن ابی سماک می گوید:در سحرگاهی پشت سر امام صادق(علیه السلام) نماز میخواندم،ایشان بعد از اینکه از قرائت رکعت دوم فارغ شدند،صوتشان را به چیزی که همیشه می خواندند بلند کردند:" اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ "

زراره  نقل می کند حضرت امام صادق(علیه السلام) در قنوتشان این دعا را می خواندند:" اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ عَافِنِی إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ " .

و روایت شده که حضرت رضا(علیه السلام) در قنوت تمام نمازهایشان می خواندند:" رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ ، إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَجَلُّ الْأَكْرَمُ " .

امیدوارم که مورد استفاده دوستان عزیز قرار گردد و با قلبی پاک با معبود خود راز نیاز کنیم . در قنوت ها من رو از دعا خیرتون محروم نکنید . اللهم اغفر المومنين والمومنات و و المسلمين و المسلمات .

التماس دعا

                           خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/14 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض كرد: من مردی گناهكارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود:

پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه كه خواستی گناه كن

۱ـ روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه كن.
۲ـ از ولايت خدا بيرون رو و هر چه خواستي گناه كن.
۳ـ در جايي گناه كن كه خدا تو را نبيند.
۴ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائيل جانت را بگيرد و هر چه خواستي گناه كن.
۵ـ وقتي مالك دوزخ تو را به آتش مي اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهي خواستي انجام ده.

خدایا مرا ببخش ... !!!

عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

               یا من بازمانده را نزد خود از وفا طلب              یا تو که پاکدامنی مرگ من از خدا طلب

عشق است و آتش و خون ، داغ است و درد دوري

کي ميتوان نگفتن ، کي ميتوان صبوري ، کي ميتوان نرفتن

گيرم پري نمانده ، گيرم که سوختيم و خاکستري نمانده

با دوست عشق زيباست ، با يار بيقراري

از دوست درد ماند و از يار يادگاري

                                  دوستان ميشه ازتون خواهش کنم من رو دعا کنيد ...!!!

                             خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/13 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 

           عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی                   عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

سلام من به مدینه . . . سلام من به کعبه.....

سلام خدا جون شنیدم که اولین زائران پا به دیار و سرزمین وحی گذاشتن

الان چند سالی هست دلم هوای سرزمین وحی کرده و من دوباره دلم هوای مدینه و کعبه کرده خیلی دوست دارم برم ولی ...

خدایا یک بار و بارهای دیگر نصیب من  بفرما تا در کنار قبر رسولت  برای مظلومیت رسولت گریه کنم. تا بتوانم در کنار گلستان بقیع برای مظلومیت چهار نور علی نور گریه کنم. این فرصت را به من بده که در بقیع هاج و واج به دنبال قبر مادرم زهرا بگردم. این افتخار را به من بده تا در صحن نبوی علوی نماز بخوانم و با جرات بگویم : انا شیعه. خدایا  بار الها کریما از رحمت و بخشش تو زیاد شنیدم. توکه ما را عاشق کرده ای من را به معشوقم برسان. خدا یا  کرب و وبلا را به من دادی و قبر سید سالار شهیدان و علمدار کربلا را نصیب من کردی . خدایا سامرا را دیدم و به مظلومیت امامم پی بردم و باز از دوری کاظمین دلم گرفته است. خدا یا آنقدر از رحمت تو شنیده ام که قابل توصیف نیست. خدایا من مدینه را میخواهم ! مکه میخواهم !

سلام من به مدینه، به آستان رفیعش به مسجد نبوی به لاله های بقیعش

 سلام من به تو ای روح حج حقیقت ایمان عزیز گم شده دل  یگانه مهدی دوران

توفیق الکی نیست! اجباری نیست! شانسی نیست! هر آنچه خدا بخواهد است. خدایا به من توفیق عبادت خالصانه خودت را عطا کن. اللهم الرزقنی توفیق طاعته . یا پیغمبر

                             خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/11 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در پاسخ به سؤال زهرای اطهر ـ سلام اللّه علیها ـ در مورد عقوبت كسی كه نماز را سبک میشمارد به بررسی عوارض ناشی از این پدیده پرداخته و میفرماید:

ای فاطمه! هر كس از مردان یا زنان به نماز بی‌اعتنایی كند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا میگرداند كه ۶ عقوبت در آنها در دنیاست، ۳ عقوبت به هنگام مرگ به سراغ او میآید، ۳ عقوبت در قبر و ۳ خصلت در قیامت و آنگاه كه از قبر بر انگیخته میشوند دامنگیرشان میشود. اما آنچه در دنیا متوجه چنین افرادی میشود عبارت است از: برداشتن بركت از عمر، رفتن بركت از روزی، محو سیمای صالحین از چهره و رخسار، بی اجر ماندن اعمال، عدم قبولی دعا و عدم مشمولیت دعای نیكان و به هنگام مرگ، علیل، تشنه و گرسنه خواهد مرد و اگر از نهرهای دنیا بیاشامد عطش او فرو نخواهد نشست. و در قبر ملكی او را شكنجه مینماید، قبر بر او تنگ و تاریك میگردد. و در قیامت او را وارونه بر زمین خواهند كشید، سخت مورد محاسبه قرار میگیرد، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابی دردناك گرفتار میگردد

قال الصادق - علیه السلام -:امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلاه كیف محاظتهم ؛
شیعیان ما را در اوقات نماز آزمایش كنید كه چگونه بر خواندن نماز خود در موعد مقرر محافظت مى كنند.
(سفینه البحار، ج 2، ص 44)

                                                     عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.

قال الباقر علیه السلام : ان الصلاه اذا ارتفعت فى اول وقتها رجعت الى صاحبها وهى بیضاء مشرقه تقول حفظتنى حفظك الله واذا ارتفعت فى غیر وقتها بغیر حدودها رجعت الى صاحبها و هى سوداء مظلمه تقول  ضیغتنى ضیعك الله ؛

هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفید و درخشان به سوى صاحبش باز مى گردد و به او خطاب مى كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند، و هرگاه در غیر وقت خود و بدون شرایط، بالا برود، سیاه و تاریك به سوى صاحبش باز مى گردد و به او مى گوید مرا تباه ساختى ، خدا تو را نابود كند.

(وسائل الشیعه ، ج 3، ص 78)

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/10 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
سلام دوستان خوبم
تو یه سایتی یه مطلب جالب از آیت الکرسی خوندم خیلی جالب بود گفتم براتون بزارم تا دوستانی که از این وبلاگ بازدید می کنن از فوایدش با خبر بشن ، راستش قبلا هم به این آیات اعتقاد زیادی داشتم ولی حالا خیلی بیشتر بهش ایمان پیدا کردم دوست داشتین بخونین انشاءالله که  خوشتون بیاد  یه موضوعشو اینجا میگذارم بقیه اش هم تو ادامه مطلب....

...آیت الكرسی سید آیات قرآن است

عكس العمل شیطان هنگام نزول آیه الكرسی

امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسی آیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد

                          خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در 88/08/09 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
 

              عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی


مفضل بن عمر از امام صادق، علیه السلام، نقل مى كند:

كه آن حضرت فرمود: بهترین حالات تقرب مردم به خداى عزّوجل و بالاترین خشنودى او از آنها زمانى است

كه حجت خدا را نمی یابند و جاى او را نمی دانند، و با این حال، باور دارند كه حجتهاى حق هیچگاه باطل

نمى شود. آن زمان، روز و شب منتظر فرج باشید...

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/08 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 

                                            صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

                                                         آقاجون دلم هوایی شده باز 

                                                         کربلایی نه رضایی شده باز

             عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

11ذیقعدة الحرام  ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام رئوف شیعیان  ثامن

الحجج  حضرت علی بن موسي الرضا (علیهم السلام)  را محضر مقدس و منور گل سر سبد عالم هستی

حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض

می نمائیم.

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/07 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
یه مدتی بود که خیلی دلم واسه خودم تنگ شده بود... یه جورایی خودم رو گم کرده بودم... شعرم رو گم کرده

بودم... حافظ رو گم کرده بودم.............................. دل رو گم کرده بودم...

ولی داره جوونه میزنه... داره بر میگرده...

میخوام کمکم کنی باز رشدش بدم... برسونمش به خودت... اون بالای بالا.. تا برسم بهت و تا عمق دلم پرواز

کنم و پیدا کنم اون "فانی قریب" ات رو... ببینم اون "اجیب دعوة الداع" ات رو... همیشه خودت گفتی که

اون چیزی که پیش ماست نابود و فانی میشه ولی اون چیزی که پیش خودته فقط میمونه...

کاری کن که منم بمونم... کاری کن که برسم پیشت تا وجهم به سمتت بشه و همه تجلی من بشه نورخودت...

 وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

 سوره : البقرة    آیه : 18۶

چون بندگان من در باره من از تو بپرسند ، همانا که من نزديکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم

پس به ندای من پاسخ دهند و به من ايمان آورند تا راه راست يابند. التماس دعا

                                                در دل ساغر هستي تو بجوش

                                      من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است ،

                                         آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش!

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/06 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
دعا به جهت برآمدن حاجتهاى ضرورى
حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه را بوده باشد به خداى مهربان حاجتى ضرورى و بخواهد كه برآورده شود بر بالاى بام برآيد و دو ركعت نماز بجا آورد و صد مرتبه بگويد:

يا جبرئيل يا محمد انتما كافياى فاكفيانى و انتها حافظاى فاحفظانى و انتما كالثاى فاكلثانى

دعا به جهت زود جواب آمدن نامه
از حضرت موسى كاظم عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: چون مى خواهى نامه اى به كسى نويسى به جهت مطلبى كه خواهى زود روا شود بر سر كاغذ بنويس :

بسم اللّه الرحمن الرحيم
وعداللّه الصابرين المخرج مما يكرهون و الرزق من حيث لايحتسبون جعلنا اللّه اياكم من الذين لاخوف عليهم و لا هم يحزنون .


مكرر تجربه شده و تخلف نداشته است

دعا به جهت قبولى توبه
از امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه كلماتى كه آدم به آنها تكلم كرد و توبه اش قبول شد اين كلمات بود:

اللهم لا اله انت سبحانك و بحمدك انى عملت سوءا و ظلمت نفسى فاغفرلى انك انت التواب الرحيم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك انى ظلمت نفسى فاغفرلى انك انت خير الغافرين .

دعا به جهت آمرزش
اين دعا را جبرئيل براى پيغمبر عليه السلام جهت آمرزش امت آورد و هر كس بخواند و بنويسد و همراه خود داشته باشد سود بسيار دارد.

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اللهم بارك علينا و ارفع عنا بلايانا يا روف لبيك اشفع لبيك و ارحم لبيك و ان اللّه يبعث من فى القبور و صلى اللّه على خير خلقه محمد و اله اجمعين و سلم تسليما كثيرا كثيرا دائما ابدا برحمتك يا ارحم الراحمين .


دعاى ديگر به جهت آمرزش گناهان
حضرت على عليه السلام مى فرمايد: هر كس اين دعا را بعد از نمازها بخواند خداوند گناهان او را مى آمرزد اگر چه قدر شماره ستارگان آسمانها باشد و به قدر قطرات باران .

يا من لايشغله سمع عن سمع يا من لايغلطه السائلون يا من لايبرمه الحاح الملحين اذقنى برد عفوك و مغفرتك و حلاوة رحمتك .

دعا به جهت رفع گرفتارى
در مكارم الاخلاق است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: هرگاه گرفتارى پيدا كردى اين دعا را زياد بخوان .

بسم اللّه الرحمن الرحيم
لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم اياك نعبد و اياك نستعين .

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/05 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
                                                                                  اطلاعیه دفتر معظم له

                                                                                        بسمه تعالی

پیرو اهانت هایی که به صورت نشر اکاذیب در بعضی روزنامه ها و سایت ها  و توزیع بیانیه و شب نامه نسبت به مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدعلی محمد دستغیب(مدّ ظلّه) انجام گرفت، عدّه ای از علماء قم، تهران، فارس و سایر بلاد و مردم شریف و مؤمن این گونه اعمال را محکوم کرده و بر مراتب علم و تقوا و اخلاص معظم له تأکید نمودند.

لذا بدینوسیله مراتب تشکر ایشان از علماء اعلام و فضلاء محترم و مردم شریف را اعلام می نماییم.

دفتر حضرت آیت الله سیدعلی محمد دستغیب


                                                  جوابیه حضرت آیت الله آیت اللهی به نامه دفتر معظم له

            عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی 

 


                                                                                         بسمه تعالي

أقوی دلیل، وقوع شیء است. تمام همت حضرت آیه الله سید علی‌محمّد دستغیب این بوده و هست که روشن کنند انحرافات بعد از انتخابات(88/3/22) از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام امت(رحمه‌الله) می‌باشد که فرمودند: نیروهای نظامی و شبه نظامی نباید در سیاست دخالت کنند، که بحمدالله از طریق همان طایفه ثابت شده است.

شما ملاحظه بفرمایید که در این وضع فعلی چگونه فساد دخالت نیروهای نظامی و شبه نظامی که پریشان کردن اجتماع و سلب اعتماد از روحانیت، و ادعای جلودار بودن سپاه در مسائل فقهی و تعیین امامت جماعت و راندن امام راتب با تهمت به ضد ولایت فقیه، ظاهر شد.

خداوند می‌فرماید: ((انّ الله یٍُدافعُِ عن الّذین آمَنُوا)) سوره حج آیه 38.

به هر حال معظم له که مجتهد و مرجع و مسؤول می‌باشند به خوبی منشأ انحراف را تذکر دادند، و نتیجه مخالفت، آنهم بر همگان واضح شد.

حال از مردم شریف استان فارس تقاضا داریم در این جنگ روانی که از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام(رحمه الله) حاصل شده، آرامش خود را حفظ نمایند، که خداوند می‌فرماید:

«فَأمّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً و أمّا ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکُثُ». سوره رعد آیه  17

 باطل همچون کف دریا از بین می‌رود.

اینکه آیةالله سید علی‌محمّد دستغیب می‌فرماید: این نیروی خودسر، سه قوا را دور زده همین است که هیچ کس مسؤولیت آنچه پیش آمده را نمی‌پذیرد چون به صدا و سیما یا نیروهای نظامی گفته می‌شود که این اطلاعیه از چه کسی است، اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند، مانند جریان انتخابات.


دفتر حضرت آیت الله حاج سیدعلی‌محمّد دستغیب (مدظلّه العالی)


                                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

نصایحی برای برون رفت از وضعیت موجود

خلقت بشر به دو بعد خلق و امر، زندگی دنیا و زندگی آخرت بنا شده که کمال انسان در تکمیل این دو بعد است. خداوند برای بارور شدن استعدادهای انسان در این دو جهت، پیامبران را فرستاد و دستور العمل هایی تحت عنوان شریعت به پنج نفر از آنها عنایت کرد که آخرین و کامل ترین آنها شریعت اسلام است و میزان قرآن و سنّت که بیانگر قرآن است می باشد. پیغمبر اسلام برای برقراری اسلام و ارائه ی نتیجه ی آن یعنی انسان کامل و دستورات فردی و اجتماعی که هم زندگی دنیا و هم آخرت انسان در آن لحاظ شده چه زحمت ها کشید و چه رنج ها برد و پس از وی امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب(ع) و یازده فرزند او برای تکمیل عالم امر و عالم خلق انسان متحمّل چه سختی ها شدند و در این راه خود را فدا کردند و خداوند آخرین آنها که حجّة بن الحسن العسکری(عج) است را در پرده ی غیبت حفظ کرده تا در روز معیّن ظهور نماید و به دستور وی و آباء و اجداد گرامی اش، فقها و مجتهدین به طور عام و نه خاص، حامل و پرچمدار وظیفه ی انبیاء و اوصیاء که همان تکمیل عالم خلق و عالم امر انسان در بعد فردی و اجتماعی بود گردیدند و در این زمان سکّان دار این دو جهت مرحوم حضرت آیة الله العظمی امام خمینی گردید که به کمک مردم رنج کشیده ی ایران، جمهوری اسلامی را برقرار کرد و زحمات طاقت فرسای او و علمای دیگر و مردم متدیّن در این جهت بر کسی پوشیده نیست و برای حفظ آن به کمک فقهاء و مجتهدین و دانشمندان و نظارت ایشان، میزان که همان قانون اساسی است تدوین گردید که الحق کامل کننده جهت خلق و امر انسان و جامعه ی ایرانی و جهانی است که در آن هم زندگی مادّی لحاظ شده و هم زندگی معنوی که البته نشأت گرفته از قرآن و سنّت است و این قانون به وسیله ی حضرت امام و مراجع عظام و مردم ایران و ملّت های حقیقت طلب تأیید گردید؛ و امروز وظیفه ی فقهاء و علما که وارث علوم انبیاء و اوصیاء هستند آن است که از آن حراست کنند.

نکته ای که توجّه به آن لازم است این که: مرحوم امام خمینی(ره) به جهت هوشمندی و زیرکی و درک صحیحی که داشت، دستور داد که نیروهای نظامی و شبه نظامی در سیاست دخالت نکنند که وظیفه ی آنان دفاع از حریم کشور اسلامی است. آنان همانند سایر مردم باید پشت سر علما و مراجع باشند نه این که جلوتر یا خدای نکرده احاطه و استیلا بر علما و مجتهدین داشته باشند که اگر چنین شد از ترقّی در معنویت و ترقّی در مادّیات خبری نیست و باید دانست که دخالت آنان در مساجد و مدارس علمیه و سایر مراکز علمی مانع رشد عالم خلق و امر و زندگی معنوی و مادّی مردم می گردد. حوزه های علمیه باید از علم و تقوی و تهذیب نفس برخوردار شوند و به دنبال اجتهاد واقعی باشند تا بتوانند مردم را به کمال واقعی برسانند. اگر این بزرگواران در امنیت نباشند، مسیر اجتهاد عوض می شود و این که تا به حال شیعه توانسته در دنیا جای خود را باز کند از ناحیه ی استقلال فقهاء و مجتهدین بوده است و اگر خدای نکرده امنیت آنان از بین رفت مسأله عکس می شود و علما باید دنباله رو نیروهای نظامی باشند.

نقل شده که در زمان حضرت امام خمینی از ناحیه ی غیر امام مطلبی را به نزد مرحوم آیة الله شهید سیّد عبدالحسین دستغیب آوردند که در خطبه های نماز جمعه بگویند. فرمود دیکته کردن به خطیب جمعه که خود فقیه و مجتهد است کار صحیحی نیست و باعث می شود رفته رفته تابع جریان خاص شود و پویایی و حرکت در روشنایی از بین برود و جامعه راکد گردد و در نهایت فقهاء و علما مشغول درس و بحث و نماز و روزه ی خود گردند و سیاست به عهده ی جریان خاص واقع شود.

                                                                                   سیدعلی محمد دستغیب

                                                                                         ۶ /7 /88

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/08/01 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
سلام نمیدونم از کجا شروع کنم و از چی بگم فقط میتونم بگم یکی از بهترین و پر لذت ترین و شیرین ترین

وپر معنوی ترین سفرهای زندگی را رفتم در طول سفر در تمام زیارتگاهها یاد تمامی عزیزان بودم و ازطرف

تمامی سروران عزیز نائب الزیاره بودم و تمامی دوستان و عزیزان که التماس دعا داشتن رو یاد کردم و از

خداوند ممنان و اهلبیت خواستم  که  قسمت همه دوستان بشود و پا  به این دیار پر خیر و برکت  بگذارند  و

بهترین استفاده رو ببرند .

امید وارم که حال تمام  دوستان عزیز خوب باشد امید وارم که بتونم  مطالب مفید و مثمر ثمر در اختیار تمام

عزیزان قرار بدهم و خداوند متعال از بنده راضی باشد.

عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

 

عــشــق الـهـــی - مـســـا فــر تـنــهـا ئــی

از دوردستها ندا آمد که برخیز ، برخیز ای تن خاک آلوده ، برخیز از قفس بدر آی وقت پروازت رسیده .

ندا را شنیدم به سویت پر کشیدم آنگاه چقدرمهربانانه و سخاوتمندانه در میان آلاله های عاشق مرابرگزیدی .

چه لحظه با شکوهی بود !!!!!

آنگاه که فهمیدم تو مرا به پیمودن به طواف خانه عشقت دعوت کردی و خواستی تا بیایم و چشمه زلال و

بیکرانت را در صحرای تنهایی ببینم و بجویم عطر خوش محمدی را بر آستانه طلایی رنگ گنبد عشق !

بار الها ! زبانم قاصر است از بیان عظمت مهرت و از اینکه اینگونه مرا مرهون لطف بی شائبه ات قرار

دادی ،چیزی که ندارم حاضرم جانی را که تو به من بخشیدی رابا یک سبد اخلاص  تقدیمت کنم !!!!

حسین جان جانم فدایت

مسافر را می شناسم ، از راهی آمد که هیچ وقت ندیدم چطور وچگونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

انگار سالها بود که می شناختمش ، با او خو گرفته بودم  با شمیم خوش احساسش  با صدای زیبای آهنگ

کلامش با چشمه زلال چشمانش و با عطر نفسهایش .

مسافر خسته من خیلی وقته که ترک دیار کرده و به وادی دیگری ره یافته ولی صدای تپشهای عاشقانه قلبش

کوبه دلم را به صدا در می آورد .

ای مسافر عاشق ! سفر قصه ای شیرین و به یاد ماندنی خواهد بود برای پرنده رهایی !!!!!!!!!!!!

زمزمه های دعا و نیایش شبانه من بدرقه و گل افشان راه پر از مهرت باد.

                            خدايا چنان کن سرانجام کار        تو خوشنود باشي و ما رستگار

 |+| نوشته شده در 88/07/30 به وقت عـــــشق الــــهـــی   بــه قـــلم مـســــــــا فــر   | 
 
  بالا